تبليغاتX
در قربت ابدی - از غربت تا قربت

به نام هوشیار مطلق

 

سر آغاز سخن از گذر غربت بر قربت است که گذری سخت و نا گوار ودر انتها شیرین و دلرباست....

قصه پُر قصه آنکه چرا غربت در آغاز تولد یافت داستانی پُِر رمز و راز است،  اما قصد برقربت است و رسیدن به او ...

از این پس نَقل نزدیکی به خدا نُقل کلام باشد که معشوق همان است .

او را ستایم و بر او پیشانی سایم که اول اوست و آخر او.

هرچه دارم از اوست و هرچه ندارم از خود.

من کمترین جز ناسپاسی و بی خردی نکردم و او مهربان مهربانان غمض عین نمود بر من .

اینک قصد قربت جوییم که حکایت این راه زیاد است و گفتنش خالی از لطف نیست .

گوش فرا دهید که شاید نزدیک شویم.

شاید...

نقل بعدی را در درنگی قریب خواهم گفت بی شک

به شرط حیات...

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 0:51  توسط قریب  |