تبليغاتX
در قربت ابدی - داستانهای پرماجرا وجالب قرآن...

او فرزند خوانده مردی شد که قاتل او باید می شد مهرش بر قلب مردی نشست که قاتلش بود! تنها پیامبری بود که قاتل شد و خدا در گذشت. از معدود پیامبرانی بود که در مقابل تقاضای دیدن یار لنترانی شنید (من برای تو ناپیدایم) و کوه طور بلند شد و از هم پاشید و او مرد و زنده شد. کسی بود که چهل روز روزه گرفت (به روایتی سی روز اما برای بوی بد دهان روزه فرو خورده دهان پاک به سمت میعاد گاه رفت و مقبول نشد ده روز دیگر روزه گرفت مجموعا چهل روز) ...

و اما خضر مردی که با او ماجرا ها داشت با وجودی كه موسی پيامبر الوالعزم بود، شاگردی مردی را کرد که هر گز نامش در قرآن نرفت البته برخی او را الیاس می دانند. خضر یعنی سبزی هر کجا پا می گذاشت سر سبزی را در پی داشت. معما های بسیار...

او پیامبر درون بود و از جبین هر فرد می خواند و موسی پیامبر بیرون ...

در سفر موسی یارای رفتار خضر را نداشت و اما خضر حکمتها را در درون می داشت مصلحت ها و مسائل ریز و درشت روزگار .. چیز هایی که اگر دوست خدا موسی میدانست معلوم نبود که ایمان می آورد...

خضر از موسی پارسا تر بود در قرآن تنها با صفت مردی عابد و پارسا و بنده خدا مطرح شده. تسلیم شدن در مقابل معبود باعث شنیدن رازهای سترگ خداست و او درک می کرد اینکه در سینه مصالح را بپذیری و درک و ادراکت از بشر خاکی بیشتر باشد سخت است بسیار سخت ...  نمودی از سلمان و ابوذر ... مصلحت اندیشی کاری خاص و برای بنده های خاص است کسانی که تن از دنیا بریده و به او می نگرند و خضر از آن جمله بود ...

بگذریم...

موسي چهل سال سرگشته در بیانها ماند و به سرزمین مقدس نرسید ... داستان او در بیش از چهل آیه در سوره های مختلف نقل است چه سرگذشت جذابی و چه ملاقات های جالبی با خدا...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 23:25  توسط قریب  |