تبليغاتX
در قربت ابدی - حسد
حسد...

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قُلْ أَعُوذُ بِرَب الْفَلَقِ(1) مِن شرِّ مَا خَلَقَ(2) وَ مِن شرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَب (3) وَ مِن شرِّ النَّفَّثَتِ فى الْعُقَدِ(4) وَ مِن شرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسدَ(5)

ترجمه :

بنام خداوند بخشنده مهربان

1 - بگو پناه ميبرم به پروردگار سپيده صبح .

2 - از شر تمام آنچه آفريده است .

3 - و از شر هر موجود مزاحمى هنگامى كه وارد مى شود.

4 - و از شر آنها كه در گره ها مى دمند (و هر تصميمى را سست مى كنند).

5 - و از شر هر حسودى هنگامى كه حسد مى ورزد.

 

در آغاز اين سوره به پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) دستور مى دهد كه از شر تمام مخلوقات شرور به خدا پناه برد، سپس در توضيح آن اشاره به سه گونه شر مى كند

الف) شر مهاجمين تاريك دل كه از تاريكيها استفاده مى كنند و حمله ور مى شوند.

ب)   شر وسوسه گرانى كه با سخنان و تبليغات سوء خود اراده ها، ايمانها، عقيده ها محبتها و پيوندها را سست مى كنند.

ج)   و شر حسودان .

از اين اجمال و تفصيل چنين استفاده مى شود كه عمده شرور و آفات از همينجا سرچشمه مى گيرد و مهمترين منابع شر و فساد اين سه منبع است و اين بسيار پر معنى و قابل تامل مى باشد.

((حـسـد)) كـه در فـارسـى از آن تـعـبـيـر بـه ((رشـك )) مـيـكـنـيـم بـه مـعـنـى آرزوى زوال نـعـمت از ديگران است ، خواه آن نعمت به حسود برسد يا نرسد، بنابراين كار حسود در ويـران كردن و آرزوى ويران شدن متمركز ميشود، نه اينكه آن سرمايه و نعمت حتما به او منتقل گردد.

حسد سرچشمه بسيارى از نابسامانيهاى اجتماعى است از جمله اينكه :

1 - حـسـود تـمـام يـا بـيـشـتـر نـيروها و انرژيهاى بدنى و فكرى خود را كه بايد در راه پـيـشـبـرد اهـداف اجـتـمـاعى به كار برد در مسير نابودى و ويران كردن آنچه هست صرف ميكند، و از اين رو هم سرمايه هاى وجودى خود را از بين برده و هم سرمايه هاى اجتماعى را.

2 - حـسـد انـگـيـزه قـسـمـتـى از جـنـايـات دنـيـا اسـت و اگـر عوامل و علل اصلى قتلها، دزديها، تجاوزها و مانند آن را بررسى كنيم خواهيم ديد كه قسمت قـابـل تـوجـهـى از آنـهـا از عـامـل حـسد مايه ميگيرد، و شايد بخاطر همين است كه آن را به شـرارهـاى از آتـش تـشـبـيـه كرده اند كه ميتواند موجوديت حسود و يا جامعه اى را كه در آن زندگى ميكند به خطر بيندازد.

يـكـى از دانـشـمندان ميگويد حسد و بدخواهى از خطرناكترين صفات است و بايد آن را به مـنـزله مـوحـشـتـرين دشمن سعادت تلقى كرد و در دفع آن كوشيد. جوامعى كه افراد آن را اشـخـاص حسود و تنگ نظر تشكيل ميدهند جوامعى عقب افتاده هستند، زيرا همانطور كه گفتيم حـسـود هـمـيـشـه مـيـكـوشـد تـا ديـگـران را بـه عـقـب بـكـشـد و ايـن درسـت بـر خـلاف روح تكامل و ترقى است .

3 - از همه اينها گذشته حسد اثرات بسيار نامطلوبى روى جسم و سلامت انسان ميگذارد، و افـراد حـسـود مـعـمـولا افـرادى رنـجـور و از نـظر اعصاب و دستگاههاى مختلف بدن غالبا نـاراحـت و بـيـمارند، زيرا امروز اين حقيقت مسلم شده كه بيماريهاى جسمانى در بسيارى از مـوارد عـامل روانى دارند، و در طب امروز بحثهاى مشروحى تحت عنوان بيماريهاى روان تنى ديده ميشود كه به اين قسمت از بيماريها اختصاص دارد.

جـالب ايـنـكه در روايات پيشوايان اسلام روى اين موضوع تكيه شده است : در روايتى از عـلى (عـليـه ـالسـلام ) ميخوانيم ((صحة الجسد من قلة الحسد:  تندرستى از كمى حسد است .))

و در جـاى ديـگـر ميفرمايد: ((العجب لغفلة الحساد عن سلامة الاجساد: عجيب است كه حسودان از سـلامـت جـسـم خـود بكلى غافلند)) و حتى در پاره اى از احاديث مى خوانيم كه حسد پيش از آنـكـه بـه مـحـسـود زيـان بـرسـانـد از حـسـود شـروع مـيـكـنـد، و تـدريـجـا او را بـه قتل ميرساند!

4 - از نـظـر مـعـنـوى حـسـد نـشانه كمبود شخصيت و نادانى و كوتاه فكرى و ضعف و نقص ايـمان است ، زيرا حسود در واقع خود را ناتوانتر از آن ميبيند كه به مقام محسود و بالاتر از آن بـرسـد و لذا سـعـى مـيـكند محسود را به عقب برگرداند، به علاوه او عملا به حكمت خداوند كه بخشنده اصلى اين نعمتها است معترض است و نسبت به اعطاى نعمت به افراد از طرف خداوند ايراد دارد، و لذا در حـديـثى از امام صادق (عليه السلام ) ميخوانيم ((الحسد اصله من عمى القلب و الجحود لفـضـل الله تـعـالى و هـمـا جـنـاحان للكفر و بالحسد وقع ابن آدم فى حسرة الابد و هلك مـهـلكـا لا يـنـجـو مـنـه ابـدا: حـسـد و بـدخـواهى از تاريكى قلب و كوردلى است و از انكار نـعـمـتـهـاى خـدا بـه افراد سرچشمه ميگيرد، و اين دو (كوردلى و ايراد بر بخشش خدا) دو بـال كـفـر هستند، به سبب حسد بود كه فرزند آدم در يك حسرت جاودانى فرو رفت و به هلاكتى افتاد كه هرگز از آن رهائى نمى يابد.

قـرآن مـجـيـد مـيـگـويـد: نـخـسـتـيـن قـتـل و كـشـتـارى كـه در روى زمـيـن واقـع شـد عامل آن حسد بود.

و در نـهـج البـلاغـه از عـلى (عـليـهـ السـلام )، نـقـل شـده كـه فـرمـود ((ان الحـسـد ياكل الايمان كما تاكل النار الحطب: حسد تدريجا ايمان را ميخورد همانطور كه آتش هيزم را تدريجا از بين ميبرد.

چـه ايـنـكـه شخص حسود تدريجا سوء ظنش به خدا و حكمت و عدالت او بيشتر ميشود و همين سوء ظن است كه او را از وادى ايمان بيرون ميكشد.

 خداوندا! ما نيز از شر حسودان به ذات مقدس تو پناه مى بريم .
پروردگارا! از تو مى خواهيم كه خود ما را نيز از حسد نسبت به ديگران حفظ نمائى .
بارالها ! ما را از شر نفاثات فى العقد و وسوسه گران در راه حق نيز محفوظ بدار.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 16:4  توسط قریب  |