شرح مختصری در خصوص سوره شوری :
این سوره پنجاه و سه آیه دارد و در مکه نازل شده است. به جهت آیه ۳۸ که به مسأله شوری اشاره دارد نام آن شوری میباشد.
در این سوره مبارکه به مباحث اصول دین از قبیل توحید، معاد و نبوّت و همچنین مباحث اخلاقی و اجتماعی پرداخته است. در میان 29سورهای که با حروف مقطّعه آغاز شده، طولانیترین حروف مقطّعه در این سوره آمده است و جالب آنکه این سوره، مشکل معنای حروف مقطّعه را حل کرده است، زیرا در ادامه این حروف میفرماید: ”کذلک یوحی“ یعنی وحی از همین حروف الفبای زبان عربی است که در اختیار همهی شماست، اگر میتوانید شما هم مثل آن را بیاورید....
اما در خصوص آیه یازدهم سوره شریفه شوری :
آنچه در تفسیر بدان اشاره شده شان انسان است و تمایز حتی خلقت او با جسم های دمیده شده روح ...
اما کیفیت :
هر پدر و مادری شایستگی داشتن فرزند را به اذن خدا دارند چه آنکه فهیم است و چه آنکه نافهم ، چه آنکه ناقص جسم است چه آنچه ناقص عقل این شان را در اول آیه شریفه می توان درک کرد بسم الله الرحمن الرحیم ... الرحمن صفت عام و بزرگ است و شامل همه مادر پدر شدن در شکل عام از صفات لطف و عنایت کلی خداست و الرحیم جزئی تر اگر در دامن مادر و پدر موجودی رشد کند که بالنده و موجب فخر شود آنوقت رحیم بودن خدا نیز شامل حال او شده ..
اگر رحیم بودن مسلط بر خلقت بود شاید تعداد انسانها کمتر از آن چیری بود که بشود تصور کرد آنوقت سفیدی بود مطلق نه خاکستری و نه سیاهی و این برخلاف مقدرات اوست ، او که به شیطان حیات داده از چه روی به انسانهای کم فضیلت حق امتحان ندهد ...؟
اما مقام پدر و مادر:
اگر در جایی باشیم که اتفاق خوشی رخ داده آنجا را احترام می کنیم اگر در سرزمینی معجزه ایی اتفاق افتاده مورد تکریم اهل نظر است و اگر در بطنی خلقت و قدرت او به منصه ظهور برسد قابل تقدیر است چه بوجود آورند چه حامل معجزه ...
اگر موسی از خدا طلب کرد که هارون نیز برای دعوت حق به سوی فرعون رهسپار شود از آن روی بود که فرعون پدر ناتنی موسی بود و شرم موسی حتی برای دعوت حق از رو بود او از مردن فرعون برای اعتلای دین خوشحال بود اما از مقام پسر نه !
توجه را به این آیه شریفه معطوف می کنم :
وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿15﴾
و اگر تو را وادارند تا در باره چيزى كه تو را بدان دانشى نيست به من شرك ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنيا به خوبى با آنان معاشرت كن و راه كسى را پيروى كن كه توبهكنان به سوى من بازمىگردد و [سرانجام] بازگشتشما به سوى من است و از [حقيقت] آنچه انجام مىداديد شما را با خبر خواهم كرد .
سوره لقمان آیه 15
تدبر بر این آیه مهم است تمکین در جایی که فرمان خدا از بین نرود .. اما احترام همواره جایز است . اگر کسی قیام به والدین خود کند قیام به نسل خود کرده و این قیام موقعی ارزش دارد که برای او باشد نه برای خود ، هر خانواده ایی را با شرایطی آفریدند و قرار نیست همه فرزانه باشند این من و ماییم که هریک قادریم اگر آنان سد راه اند با ملایمت فکر می توان کار خدایی کرد نا با تحقیر توجه را به آیه بعدی معطوف می کنم :
وَالَّذِي قَالَ لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَّكُمَا أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتْ الْقُرُونُ مِن قَبْلِي وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ مَا هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿17﴾
وآن كس كه به پدر و مادر خود گويد اف بر شما آيا به من وعده مىدهيد كه زنده خواهم شد و حال آنكه پيش از من نسلها سپرى [و نابود] شدند و آن دو به [درگاه] خدا زارى مىكنند واى بر تو ايمان بياور وعده [و تهديد] خدا حق است و[لى پسر] پاسخ مىدهد اينها جز افسانههاى گذشتگان نيست (17)
أُوْلَئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ ﴿18﴾
آنان كسانىاند كه گفتار [خدا] عليه ايشان همراه با امتهايى از جنيان و آدميان كه پيش از آنان روزگار به سر بردند به حقيقت پيوست بىگمان آنان زيانكار بودند (18)
وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُوا وَلِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿19﴾
و براى هر يك در [نتيجه] آنچه انجام دادهاند درجاتى است و تا [خدا پاداش] اعمالشان را تمام بدهد و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت (19)
سوره الأحقاف
و یا :
وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا ﴿23﴾
وپروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدرو مادر [خود] احسان كنيد اگر يكى از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى .
سوره الإسراء
تکلیف به صراحت روشن است اگر لحظه ایی نافرمانی برای خود باشد ذلت در پی است و اگر برای رضای خدا باشد باید با اندیشه و احترام این فکر صورت پذیرد زیرا خدا آنان را شایسته تولد چون من و مایی قرار داده و این از حکتهای خاص اوست چه بسیار فرزندانی که برخلاف رویه خانواده اما با تدبیر و احترام عمل کردند اما مهر و محبت را از آنان دریغ نکردند . بدانیم که حتی حیوانات و انسانهای بدنهاد نیز نسبت به فرزند خود متعصب است هرچه می خواهد برای اوست اما شاید قدرت بیان و رویه انتقال درستی ندارد.
در آیه ایی دیگر می فرماید:
يَا بَنِي آدَمَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿27﴾
اى فرزندان آدم زنهار تا شيطان شما را به فتنه نيندازد چنانكه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون راند و لباسشان را از ايشان بركند تا عورتهايشان را بر آنان نمايان كند در حقيقت او و قبيلهاش شما را از آنجا كه آنها را نمىبينيد مىبينند ما شياطين را دوستان كسانى قرار داديم كه ايمان نمىآورند
سوره الأعراف
اگر گناهکاری هست از پدر و مادر بزرگ ماست ، آدم و حوا سبب هبوط و سقوط ما شدند اما ما برای آنها احترام قایلیم شیطان نخستین قربانی خود را سر سلسله نسل ما قرار داد از کجا معلوم ما آخرین باشیم ؟
اما خسران و ضرر آری چنین است ما همه می توانیم در خسران باشیم اگر انسان ماند مرغی در حیاط رویت کند کائنات را چه می بیند و اگر چون عقاب در فرازناک آسمان ...
باید بلند دید مشکل اولیاء نیستند مشکل آن است که ما راه حل مشترک و یا زبان مشترکی با آنان پیدا نکرده ایم از خدا فرا بگیریم که جنایتکارترین موجود خود را تا لحظه رجعت تحمل می کند و فرصت استغفار را می دهد مانند او کریم باشیم بگذاریم و بگذریم .
تدبیر باید برای درک آنها تدبیر
و الا در زیانیم
